مهرزاد باستانی
شعلهای افروخته گشت در شبستان دل
ز هجرِ زادهی مهر، غروبی گران گشت حاصل
اختری تابناک به آفاق مهربانی
همه کردارش اصیلزادگی و والامنشی
بزرگزاده بود این رسته به نور
خصالش تابناک و، کردارش خالی ز غرور
شأنَش جلوهگر روحِ کبریا
آشیانِ بهشتی، بر وجودِ بیبدیلش، گوارا
ذاتش، گوهرِ نجیبانگی و انسانیت
در خاطرم نقش بسته، یاد آن ساحت مؤانست
فروزنده باشی، ای رهسپار آغوشِ پروردگار
همه جلوهی نیک، باطن اهوراییت راست یادگار
نهادت سرشته بود به پاکیِ فرشتگان
تلألو سیرتت، در دل، تا ابد، فروزان.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۴۰۲ ساعت 19:58 توسط پویا میر
|