مهربانی
هیچ مهربانیای، در درگاه پروردگار، بیپاسخ نمیماند.
چه آبیاری یک درخت در گرمای تابستان؛ چه خرده نانی در کام گنجشکی بینوا؛ چه غذایی که جلوی گربهای در گوشهی خیابان ریخته شود؛ همه در درگاه پروردگار، بازتاب خواهند داشت به زندگانی انسان.
پس، تا میتوانی، قطرات اشک را از گونهی همنوعات بِزُدا؛ تا میتوانی، بار امید بر دل دیگران بنشان، حتی اگر امیدی نباشد؛ تا میتوانی، باری از زندگانی و روزمرهی دیگران به دوش بِکِش. شاید درختش را که در غیابش آب میدهی، سبب خیر شود تا که در آینده، در دیاری غریب، غریبهای دستِ آشنایی بر رخ فرزندت کِشَد.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر ۱۴۰۴ ساعت 22:5 توسط پویا میر
|