قاصدک
‘کیست این نجوای سیال؟’
دلدادهای به آغوش خیال
‘مقصدش؟ بیراههی عدم؟’
شاید که ز تقدیر یابد سهم
‘مستانه رَوَد و در عالم ناهشیاری’
دیدهی دل رَه بَرَد به سرای گلعذاری
‘به وصلِ شیرینِ یار؟’
تا که افسانهاش، به دهر، مانَد یادگار
‘تو بگو، انجام دارد مراد؟’
آستانِ کبریاییِ نوزایش؛ رهنمایش، باد
‘بوسهی روح، غمزهکنان، به پابوسش’
شکوفهی بهاران، از ازل، ساقدوشش
‘رَهْ، تاریک و بی نغمهی کورسو’
فانوسِ نهادش، پیوندِ ابدیت را، خستو.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 20:39 توسط پویا میر
|