ناصر میر
ای خاک، این میهمانت را گرامی دار
نامِ خانجان، به دههها، نگرفته است غبار
از گهوار میرتیمور و پورِ اسفندیار
این دودمان، به بزرگمنشی، بودهاند سرشار
همچو برادرش میر اماناله
به نِکونامی، زبانزد؛ چو سیرتِ زیبای ماه
همسر و فرزندانش، اخترانی به افتخار
بر لوحِ فروزندهی لر، ذاتشان گُهَربار
دیارِ سیمره، سرشار ز طنینِ گام
از سپیدهدَم تا قدمرنجهی شام
آنجا که حاجناصر، مشعلدارِ آموزش بود
در گوشِ فرزند لر، عشقِ علم سرود
چه نیکاند انسانهای عرصهی دانش
شبانگاهِ تار هم رویگرداناند ز آرامش
تا که فرزندانِ دیار را بالنده بینند
از شکوفاییِ درختشان گردند خرسند
چو شمع سوزند تا پروانگان راه سپارند
پرچم لر را، با افتخار، به اهتزاز آرند
در بلندای نامِ نیک و افقِ نامآوری
بوسه نهیم شما را، بزرگمردانِ زندگانی
از کفِ پا تا پیشانی
در جویبارِ تاریخ، مانید ماندنی
که ذاتتان نور بود و رهسپری نور
به شکوفاییِ باغِ دیار، بودید پُر شور.